کد خبر: 6860      |     تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۵/۰۶ - ۱۰:۱۶    

خطرات افزایش نرخ ارز و کاهش پول ملی را جدی بگیریم



شقایق محبوبی

یکی از دوستان نویسنده برای تجدید بیمه بدنه اتوموبیلش به یکی از نماینده های بیمه مراجعه کرده بود. اما وقتی کارمند نمایندگی بیمه به او گفت بیمه اتوموبیلش که قبلا حدود یک میلیون و هشتصد هزار تومان بوده به چهار میلیون و سیصد هزار تومان افزایش پیدا کرده، گوشش سوت کشید و وقتی علت آن همه افزایش نرخ بیمه را از کارمند نمایندگی بیمه پرسید کارمند نمایندگی با لبخند پوزش خواهانه همیشگی احساس ناراحتی می کند، گفت؛ قربان چون بعد از افزایش نرخ دلار قیمت اتوموبیل شما که قبلا حدود دویست و هشتاد میلیون تومان بوده، مطابق نرخ بازار آزاد ارز به حدود چهارصد و شصت میلیون تومان افزایش پیدا کرده و شرکت های بیمه هم تعرفه بیمه بدنه خودروها را بر اساس نرخ های جدید بازار آزاد ارز محاسبه و به نمایندگی های خود ابلاغ می کنند که طبق تعرفه های جدید با کمال شرمندگی هزینه بیمه بدنه خودرو شما که تا کنون حدود دو میلیون تومان بود به چهار میلیون و ششصد هزار تومان افزایش پیدا کرده و ما نمایندگی ها هیچ دخالتی در این افزایش قیمت ها نداریم.
دوست نویسنده می گفت دست آخر از سر ناچاری در برابر استدلال های منطقی کارمند نمایندگی بیمه تسلیم شدم و همچون سال های گذشته برای اتومبیل خود اقدام به خرید بیمه نامه کردم.افزایش صوری ارزش دارایی دوست نویسنده و در نتیجه افزایش دو برابری نرخ بیمه نامه اتومبیل او تنها یک نمونه از فشاری است که در این روزها افزایش دویست-سیصد درصدی نرخ ارز دارد بر سبد هزینه زندگی مردم وارد می سازد.
در واقع دوست مورد نظر نویسنده یک نمونه از قربانیان ترکش هایی است که افزایش نجومی نرخ ارز بر جامعه ما اصابت کرده است و در واقع دو- سه برابر شدن قیمت یک خودرو ظرف یک مدت کوتاه معنایی جز سه برابر شدن حجم نقدینگی در گردش و کاهش سه برابری ارزش پول ملی ما ندارد و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، با اصابت ترکش های افزایش نرخ ارز به قیمت کالاهای اساسی در سبد هزینه زندگی مردم باید منتظر شروع موج جدیدی از تورم دو رقمی و حتی سه رقمی افسار گسیخته و در نتیجه خالی شدن هر چه بیشتر سفره های مردم باشیم.
مردمی که در حال حاضر دارند با حداقل ها زندگی می کنند و به قول معروف به زحمت نان به نانشان می رسد. تازه این وضعیت مربوط به آن گروه های اجتماعی است که شغل و پیشه ای برای تامین حداقل معاش خود دارند که با این حساب تکلیف خیل میلیونی بیکاران که با بسته شدن کارخانه ها و تعطیلی کسب و کارها هر روز بر تعداد آن ها افزوده می شود، روشن است که یا سر از باندهای تبهکار در می آوردند که نتیجه کار به خطر افتادن بازهم بیشتر امنیت جامعه است.خطری که فقیر و غنی نمی شناسد و طبق یک قانون طبیعی امنیت قشرهای مرفه و ثروتمند جامعه در شرایطی که فقر و بیکاری فراگیر می شود، بیشتر در معرض خطر قرار می گیرند. متاسفانه مدیران و مقامات عالی رتبه دولت و نظام که سرشان بیشتر به مسائل کلان اقتصادی گرم است و فرصتی برای پرداختن به مسائل اجتماعی جاری در کف جامعه پیدا نمی کنند و از همه مهم بدتر هیچ دستی هم در خرید روزانه نیازمندی های مصرفی خانواده های خود ندارند، در بی خبری تقربیا کامل از قیمت اقلام مصرفی مردم همچون میوه و تره بار، برنج، حبوبات، گوشت قرمز و مرغ محصولات لبنی و امثال این ها به سر می برند و نمی دانند در ماه های اخیر بعد از اوج گیری نرخ دلار و سایر ارزهای خارجی قیمت این اجناس چگونه از آستانه تحمل اکثریت قریب به اتفاق گروه های کم درآمد و حقوق بگیر جامعه خارج شده و این افزایش قیمت ها نوعی فقر پنهان را بر اکثریتی از خانوارهای ایرانی تحمیل کرده است.خلاصه کلام آخر آنکه اگر دولت دیر بجنبد و هرچه زودتر از راه هایی که خود می شناسد برای بازگرداندن ثبات و آرامش به بازار ارز و کاهش واقعی نرخ دلار و یورو و سایر ارزهای معتر جهانی که متاسفانه سیر تا پیاز زندگی ما و تولید و صنعت ما به آن وابسته است، دست به کار نشوند، وضعیتی که امروز بر کشور نفت خیز ونزوئلا حاکم است و شرح آن را به تفصیل در رسانه ها می خوانیم، در انتظار کشور، اقتصاد و جامعه ما خواهد بود.

ارسال دیدگاه

نشریه
بانک و بیمه