شقایق محبوبی زاده/ در حال حاضر مشکلات اقتصادی کشور بیش از هر چیز دیگری در زندگی مردم تاثیر گذاشته که بیش از همه متاثر از سیاست های غلطی است که در کشور اجرایی شده است، به عبارت دیگر شاید برخی فشارهای اقتصادی را به تحریم ها و نوسانات نرخ دلار نسبت بدهند، اما واقعیت این است که اجرای سیاست تک نرخی ارز در ابتدای امسال و تخصیص دلار به واردکننده های که هیچ تعهدی به پایبندی به قوانین نداشتند هیچ ارتباطی به تحریم و نوسانات دلار نداشت، زیرا همین افراد با دریافت ارزی ضمن اینکه منابع ارزی کشور را به انحراف کشیدند موج کرانی را در بازار تثبیت کردند، هرچند برخی از آن ها امروز به عنوان مفسد اقتصادی دارای پرونده قضایی هستند با این حال اثر فعالیت ان ها در اقتصاد باقی مانده، زیرا با تزریق ارز دولتی به بازار ارز یا گران فروشی محصولات وارداتی و حتی احتکار محصولات، بازار را با هرج و مرج روبرو کردند. حال سوال این است که آیا این اتفاقات محصول ضعف سیاست گذاری نیست؟ از طرف دیگر بخشی از نوسانات ارزی ناشی از رانت اطلاعاتی بود، به گونه ای که برخی با اطلاع از اینکه سیاست دولت در قبال بازار مالی چگونه خواهد بود اقدام به خرید و دپوی دلار و طلا کردند و این افرادی که حتی از تسهیلات بانکی نیز استفاده می کردند، ضمن اینکه نوعی تقاضای کاذب در بازار ایجاد کردند با استفاده از تسهیلات کلان بانکی نظام اقتصادی را با مشکلات جدیدی مواجه کردند. در این مسیر دولت چه اقدامی انجام داد؟ در حال حاضر برخی افرادی دارای پرونده های قضایی هستند، اما می توان ادعا کرد که این افرادی همه عوامل موثر در اخلال بازار بوده اند؟ آیا افرادی در بدنه دولت و حاکمیت با این افراد همکاری نداشته اند؟به عبارت دیگر وقتی فردی به راحتی می تواند مجوز واردات یک کالا را دریافت کند و به صورت گسترده ارز دولتی دریافت کند می تواند ردی از یک نوع رانت اطلاعاتی باشد، چرا این ظرفیت برای همه افرادی وجود ندارد و ما بارها دیده ایم که در دستگاه های دولتی چقدر بروکراسی اداری وجود دارد و برای انجام هرکاری باید چندین سازمان و دستگاه مراجعه کنید تا پس از آن بتوانید یک فعالیت معمولی را شروع کنید.برخی از مردم نیز متاثر از فضای به وجود آمده به سمت بازارهای سوداگری روی آورده اند و بخشی از دارای و سپرده های بانکی خود را به دلار و طلا تبدیل کرده اند و برخی نیز با خرید خودرو و مسکن وارد بازارهای موازی شده اند. البته متقاضیان این بازارها به تفکیک متفاوت است، برای نمونه طبق گفته کارشناس ها مجموع تقاضای مردمی برای خرید ارز ۵ درصد تقاضای کنونی بازار است و مابقی از سوی دلال ها و … انجام می شود، به نسبت در بازار طلا نیز همین مسئله صدق می کند. در بازار مسکن نیز به دلیل اینکه سرمایه های خرد نمی توانند ورود کنند به نظر می رسد بیشتر تحت تاثیر بازارهای دلالی و سرمایه داری کلان است که این بخش می تواند شامل منابع شرکت های دولتی و خصولتی نیز باشد. چراکه در گذشته دیدیم که برخی از همین شرکت ها و نهادهای دولتی و خصولتی اقدام به واردات کالا یا خرید املاک کرده اند، در حالی که رسالت آنها چیز دیگری بوده است، برای نمونه یک شرکت زیر مجموعه سازمان صدا و سیما اقدام به واردات برخی نهاده های دامی کرده بود. بنابراین اگر قرار بر این باشد که فضای کنونی مورد ارزیابی قرار گیرد و برخی ریشه های مشکلات اقتصادی شناسایی و اصلاح شود باید دستگاه های نظارتی بدون چشم پوشی با همه عوامل برخورد کنند و نباید تنها با فضاسازی به دنبال مقصر بیرونی بود.در همین فضا بجز عملکرد دولت و دستگاه های نظارتی نقدهای نیز بر عملکرد برخی بخش های خصوصی و تولیدکننده ها نیز وارد است. در شرایطی مشکلات اقتصادی کشور بیداد می کند و در گام نخست اقشار کم درآمد را مورد آسیب قرار داده است مسئولیت اجتماعی شرکت ها حکم می کند که به دنبال توجه به رویکرد بازار باشند و اجازه کمبود تقاضا ندهند، هرچند ممکن است برخی افراد مقرضانه تمام محصولات موجود در بازار را خریداری و انبار کنند که وظیفه برخورد با آن ها دستگاه های نظارتی و امنیتی است، اما تولیدکننده های نیز نباید با آن ها همراه شوند و به اسم مدیریت بازار تولید خود را کاهش دهند یا بخشی از محصولات خود را دپو و احتکار کنند، زیرا در شرایطی که آن ها قیمت کالاهای خود را افزایش داده اند و این مسئله را به گرانی مواد اولیه نسبت داده اند، آیا دلیل دیگری برای کاهش تولید وجود دارد؟ به طور قطع نه! زیرا همین امروز محصولی را که با مواد اولیه گران تهیه کرده اند به راحتی در بازار با ۵۰ درصد بالاتر از قیمت های مصوب می فروشند.

شقايق محبوبي زاده: بیایید کمی منصف باشیم، نقد منصفانه به معنای آب در آسیاب دشمن ریختن نیست. ما نیاز داریم مشکلات و عیب های خودمان را ببینم و هر چقدر ما این موضوع را انکار کنیم، هر روز بیشتر و بیشتر از آنچه می توانیم باشیم و سزاوار آن هستیم دور خواهیم شد. واقعیت اقتصاد ما بیمار است آن هم از نوع بدخیم که به این راحتی ها درمان نمی شود. اینکه چطور اقتصاد ما به اینجا رسیده است خود نیاز به یک کتاب چندین هزار صفحه ای دارد و به طور حتم نه این مطلب کوتاه مجال بحث در مورد این موضوع را به ما می دهد و نه دانش ما به حدی است که بتوانیم تمام جزییات را موشکافی کنیم. اما انچه می توان از واقعیت های کنونی جامعه برداشت کرد از هم گسیختکی اقتصادی و چالش های بزرگی مانند کسب درآمدهای کلان براساس خرید و فروش دلار و طلا و دلالی دلایلی هستند که به گونه ای اقتصاد مولد را به یک اقتصاد دلال وارنه تبدیل کرده است و حتی اگر کسی هم بخواهد در این شرایط کاری را انجام بدهد به علت روند موجود و حرکت جامعه به سمت ساختاری کاملا غیر متعارف در زمینه کسب درآمد، این امر تقریبا غیر ممکن است. اینکه این روند چطور به وجود آمده است جواب بسیار ساده ای دارد «سیاست گذاری های نادرست، فساد اداری گسترده و عادت کردن جامعه به مرور زمان به کسب درامد از طریق روش های دلالی و عدم اتکاء به استفاده از روش های صحیح علمی برای توسعه بازار و ایجاد اقتصادی مولد». این موارد و بسیاری از موارد دیگر باعث شده است که اقتصاد ایران حالت فرسایشی پیدا کند و به جایی برسد که هر روزه شاهد نوسان شدید دلار، طلا و بسیاری موارد دیگر باشیم که باعث شده است زندگی بسیاری از افراد عادی جامعه به واسطه آن به خطر بیفتد و امید به آینده در بین مردم عادی که درآمد بالایی ندارد به شدت کاهش پیدا کند. به نظر شما چه دلایل دیگر باعث شده است که اقتصاد ما به اینجا برسد؟

مصطفی قمری

امروزه برند ها به عنوان یک شهروند در جامعه محسوب می شوند و رفتارهایشان در جامعه تاثیر گذار است . گویی موجودی زنده است ؛ نفس می کشد ، قد کشیده و در مسیر رشد و نمو  دوستان بیشتری می یابد ، گاهی اوقات اشتباهاتی از او سر میزند و گاهی نیز به نیازمندان جامعه تحت عنوان مسولیت اجتماعیش مدد می رساند .
این روزها زمانی که صحبت از یک برند می شود ، مقصود یک شخصیت و شهروند اجتماعی است و نه مفهوم خشک و بی روحی مانند یک سازمان اقتصادی . با در نظر گرفتن این گزاره  در بحث برندینگ و ساخت یک برند تاکید می شود که با توجه به پارامترهای گوناگون ازجمله جامعه مخاطبین شخصیتی انسانی را برای برندتان در نظر گرفته و طراحی کنید .
باید تلاش کرد تا ویژگی های شخصیتی متمایزی را برای هر برند تعریف کرد تا بتواند به عضوی معتبر و منحصر به فرد در جامعه بدل شود . با اینکه برند ها همواره درجاتی از شخصیت را از خود نشان داده اند ، اما در دنیای پر هیاهوی امروز این شخصیت باید تعریف مفصل تر و یکپارچگی بیشتری داشته باشد .
موفقیت یک برند از این جا شروع می شود که بتوانیم برند را به عنوان یک فرد تعریف کنیم ، نه به عنوان چیزی که می فروشیم و نه سازمانی که شکل داده ایم .
طبیعی است زمانی که صحبت در مورد فرد می شود ، مقصود یک انسان است با علایق و سلایق مشخص ، با ترجیحات شخصی و بسیاری از ویژگی هایی است که برای یک انسان خاص می شناسیم .
شخصیت یک برند خاص نیز باید با تمام خصیصه های بارز و متفاوتش در جامعه حضور داشته باشد و این مقوله نیازمند اشراف مسولین برند به حتی کوچکترین نکات مربوط به شخصیت برند اعم از نحوه لباس پوشیدنش ، سلیقه موسیقایی اش ، تفریحاتش ، کتاب هایی که می خواند ، غذایی که در رستوران سفارش می دهد و شیوه رابطه اش با خانواده و دوستانش است  .
چنان که مسولین برند برگر کینگ درباره شخصیت این برند به آلن پی.ادمسون نویسنده کتاب برندینگ دیجیتال (برگردان شده به فارسی توسط آتنا مقدم ) عنوان کرده اند که به هنگام اجرای فعالیت های برندینگ شخصیت این برند را شخصیتی جذاب و چیزی شبیه به یک عموی نسبتا جوان می دانیم. او مردی است که از مخاطبان اصلی خود  ، یعنی از پسر بچه های اوایل نوجوانی مسن تر است اما هم سن والدین آن ها نیست . او کسی است که وقتی اتفاق خنده داری می افتد به بچه ها چشمک های پنهانی می زند . ما از شخصیت این عموی جذاب در تمام امور برندینگ استفاده می کنیم ، از صفحه فیس بوک گرفته تا در تبلیغات تلویزیونی .
در امور مربوط به برندینگ باید فعالیت ها منطبق با شخصیت برند انجام گیرند ، مثلا برای انتخاب بازیگر تبلیغات تلویزیونی باید شبیه ترین شخص به شخصیت برند را انتخاب کرد ،اگر قرار هست در سایت نماشا ویدیویی تبلیغاتی به مخاطبان نشان داد باید از موسیقی مورد علاقه شخصیت برند استفاده کرد و حتی اگر بنا هست برای مشتریان وفادار برند هدیه ای ارسال شود باید در نظر گرفت که برند ما با توجه به خصیصه های شخصیتیش چه هدیه ای انتخاب می کند ؟
این شخصیت هست که منجر به ایجاد رابطه احساسی بین مشتریان و برند می شود ، باید ابتدا به ساکن دقیق و شفاف تعریفش کنیم و پس از آن دنیا را از دیدگان او روایت کنیم .

شقایق محبوبی

یکی از دوستان نویسنده برای تجدید بیمه بدنه اتوموبیلش به یکی از نماینده های بیمه مراجعه کرده بود. اما وقتی کارمند نمایندگی بیمه به او گفت بیمه اتوموبیلش که قبلا حدود یک میلیون و هشتصد هزار تومان بوده به چهار میلیون و سیصد هزار تومان افزایش پیدا کرده، گوشش سوت کشید و وقتی علت آن همه افزایش نرخ بیمه را از کارمند نمایندگی بیمه پرسید کارمند نمایندگی با لبخند پوزش خواهانه همیشگی احساس ناراحتی می کند، گفت؛ قربان چون بعد از افزایش نرخ دلار قیمت اتوموبیل شما که قبلا حدود دویست و هشتاد میلیون تومان بوده، مطابق نرخ بازار آزاد ارز به حدود چهارصد و شصت میلیون تومان افزایش پیدا کرده و شرکت های بیمه هم تعرفه بیمه بدنه خودروها را بر اساس نرخ های جدید بازار آزاد ارز محاسبه و به نمایندگی های خود ابلاغ می کنند که طبق تعرفه های جدید با کمال شرمندگی هزینه بیمه بدنه خودرو شما که تا کنون حدود دو میلیون تومان بود به چهار میلیون و ششصد هزار تومان افزایش پیدا کرده و ما نمایندگی ها هیچ دخالتی در این افزایش قیمت ها نداریم.
دوست نویسنده می گفت دست آخر از سر ناچاری در برابر استدلال های منطقی کارمند نمایندگی بیمه تسلیم شدم و همچون سال های گذشته برای اتومبیل خود اقدام به خرید بیمه نامه کردم.افزایش صوری ارزش دارایی دوست نویسنده و در نتیجه افزایش دو برابری نرخ بیمه نامه اتومبیل او تنها یک نمونه از فشاری است که در این روزها افزایش دویست-سیصد درصدی نرخ ارز دارد بر سبد هزینه زندگی مردم وارد می سازد.
در واقع دوست مورد نظر نویسنده یک نمونه از قربانیان ترکش هایی است که افزایش نجومی نرخ ارز بر جامعه ما اصابت کرده است و در واقع دو- سه برابر شدن قیمت یک خودرو ظرف یک مدت کوتاه معنایی جز سه برابر شدن حجم نقدینگی در گردش و کاهش سه برابری ارزش پول ملی ما ندارد و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، با اصابت ترکش های افزایش نرخ ارز به قیمت کالاهای اساسی در سبد هزینه زندگی مردم باید منتظر شروع موج جدیدی از تورم دو رقمی و حتی سه رقمی افسار گسیخته و در نتیجه خالی شدن هر چه بیشتر سفره های مردم باشیم.
مردمی که در حال حاضر دارند با حداقل ها زندگی می کنند و به قول معروف به زحمت نان به نانشان می رسد. تازه این وضعیت مربوط به آن گروه های اجتماعی است که شغل و پیشه ای برای تامین حداقل معاش خود دارند که با این حساب تکلیف خیل میلیونی بیکاران که با بسته شدن کارخانه ها و تعطیلی کسب و کارها هر روز بر تعداد آن ها افزوده می شود، روشن است که یا سر از باندهای تبهکار در می آوردند که نتیجه کار به خطر افتادن بازهم بیشتر امنیت جامعه است.خطری که فقیر و غنی نمی شناسد و طبق یک قانون طبیعی امنیت قشرهای مرفه و ثروتمند جامعه در شرایطی که فقر و بیکاری فراگیر می شود، بیشتر در معرض خطر قرار می گیرند. متاسفانه مدیران و مقامات عالی رتبه دولت و نظام که سرشان بیشتر به مسائل کلان اقتصادی گرم است و فرصتی برای پرداختن به مسائل اجتماعی جاری در کف جامعه پیدا نمی کنند و از همه مهم بدتر هیچ دستی هم در خرید روزانه نیازمندی های مصرفی خانواده های خود ندارند، در بی خبری تقربیا کامل از قیمت اقلام مصرفی مردم همچون میوه و تره بار، برنج، حبوبات، گوشت قرمز و مرغ محصولات لبنی و امثال این ها به سر می برند و نمی دانند در ماه های اخیر بعد از اوج گیری نرخ دلار و سایر ارزهای خارجی قیمت این اجناس چگونه از آستانه تحمل اکثریت قریب به اتفاق گروه های کم درآمد و حقوق بگیر جامعه خارج شده و این افزایش قیمت ها نوعی فقر پنهان را بر اکثریتی از خانوارهای ایرانی تحمیل کرده است.خلاصه کلام آخر آنکه اگر دولت دیر بجنبد و هرچه زودتر از راه هایی که خود می شناسد برای بازگرداندن ثبات و آرامش به بازار ارز و کاهش واقعی نرخ دلار و یورو و سایر ارزهای معتر جهانی که متاسفانه سیر تا پیاز زندگی ما و تولید و صنعت ما به آن وابسته است، دست به کار نشوند، وضعیتی که امروز بر کشور نفت خیز ونزوئلا حاکم است و شرح آن را به تفصیل در رسانه ها می خوانیم، در انتظار کشور، اقتصاد و جامعه ما خواهد بود.

ميزان شوري آب رها شده از سد گتوند طي تيرماه سالجاري در حد استانداردهاي تكليف شده بوده، حال آنكه میزان شوری آب «رودخانه دز» از پاي سد دز تا هنگام ورود به كارون به بيش از ۳ هزار واحد افزايش مي يابد.
به گزارش روابط عمومي شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران، پيرو شدت يافتن بيان ابهامات و نگراني ها طي روزهاي گذشته مبني بر نقش سد گتوند در شوري آب كارون، سرپرست شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران، با تاکید بر لزوم یکپارچگی در مدیریت آب کارون، به عنوان نیاز حیاتی این روزها، توضيحاتي ارائه كرد.
مهندس بهروز مرادي، با بيان اينكه آب رها شده توسط سد گتوند، به فاصله مكاني اندكي توسط ايستگاه هاي هيدرومتري به لحاظ كيفيت مورد پايش دائم قرار مي گيرد، اظهار داشت: «بر اساس داده هاي حاصل از اين دستگاه ها، كيفيت آب عبوري از سطح مقطع اين سد، به نسبت زمان هاي پيش از آبگيري سد، شاهد بهبود و پايداري است، به گونه اي كه تقريبا تمامي اراضي مشروب از سد گتوند، من جمله كشتزارهاي گياهان حساس به كيفيت آب، شاهد رشد و بعضا جهش در ميزان توليد و افزايش شاخص عملكرد در واحد سطح بوده اند.»
وي تصريح كرد: «ميانگين ميزان هدايت الكتريكي آب رها شده توسط سد گتوند طي ماههاي گذشته در حد استانداردهاي تكليف شده بوده، حال آنكه همين شاخص كه بيانگر ميزان شوري و آلودگي آب است، در فاصله رها شدن از دريچه هاي اين سد تا رسيدن به آبادان و خرمشهر، حدودا ۱۲ برابر شده و از مرز ۱۰ هزار واحد گذر مي كند.»
سرپرست شركت توسعه منابع آب و نيروي ايران با اشاره به اينكه در اولين اراضي كشاورزي كه آب سد گتوند را دريافت مي كنند، محصولات زراعي با حساسيت بالا به شوري آب، كشت مي شود، افزود: «شايسته است تا با پرهيز از پيش داوري، مبتني بر داده هاي حقيقي و عيني به مشكلات ناشي از رودخانه كارون پرداخته شود تا عزم عمومي جهت بهبود شرايط، صرف امور نامرتبط با مشكل نشود.»
بهروز مرادي با دعوت از منتقدان جهت بررسي اطلاعات واقعي و تمكين بر تصميم دولت جهت فصل الخطاب بودن نتايج تحقيقات نهايي پيرامون آلايندگان رودخانه كارون، ابراز اميدواري كرد تا تلاشي ملي جهت بهبود كيفيت آب رودخانه كارون از طريق پرداختن به مشكلات حقيقي اين رودخانه صورت پذيرد.

 

شقایق محبوبی زاده: RHسال هاست هر دولتی که برسرکار می آید یکی از شعارهای محوری خود را بهبود فضای کسب و کار کشور اعلام می کند، اما همچنان که شاهد هستیم دولت ها می آیند و می روند و کمترین تحول و بهبودی در فضای کسب و کار ایجاد نمی شود. دلیلش این است که خود دولت ها با ساختار تشکیلات بسیار بزرگ و بسیار پرهزینه ای که دارند،اصلی ترین عوامل نامساعد بودن فضای کسب و کار در کشور ما هستند. ادامه حضور سایه سنگین تشکیلات بزرگ دولت برسر فضای کسب و کار نفس فعالان اقتصادی و کارآفرینان را به شماره انداخته است. در واقع تا زمانی که تشکیلات دیوانسالاری بزرگ و غول آسای دولت در کشور کوچک نشود و هزینه های آن به پایین سطح ممکن کاهش پیدا نکند در کشور ما وجود نخواهد شد و وعده هایی که دولت های وقت در حضور بهبود فضای کسب و کار می دهند جامه عمل نخواهد پوشید.اگر بخواهیم تصویر ساده ای از فضای کسب و کار کشور را ارایه دهیم بی هیچ مبالغه می توانیم بگوییم که فضای امروزی کسب و کار در کشور ما ضدسرمایه گذاری های مفید و مولد، ضداشتغال، ضد تولید و ضد کارآفرینی است و در چنین فضای کسب و کاری نمی توان انتظار داشته باشیم که سرمایه گذاران خارجی یا داخلی رغبتی برای سرمایه گذاری در کشور ما پیدا کنند. تعطیلی تعداد زیادی از واحدهای صنعتی و تولیدی در سال های اخیر و افزایش روزافزون نرخ بیکاری در کشور که یکی از عوامل بسیار موثر در گسترش فقر و فاصله طبقاتی محسوب می شود، بهترین گواه برنامساعد بودن فضای کسب و کار در کشور ماست.یک ارتباط کاملا منطقی میان نامساعد بودن فضای کسب و کار و بزرگ و غول آسا بودن تشکیلات دیوانسالاری دولت وجود دارد. چون علاوه بر آن که تشکیلات بزرگ دولت همچون چاه ویل بیشتر منابع کشور را می بلعد و در خود هضم می کند، از آنجا که همه اجزا دولت به نحوی از انحا در شکل گیری فضای کسب و کار کشور دخالت دارند به همان اندازه هم در نامساعد شدن فضای کسب و کار کشور تاثیر می گذارند. به کلام دیگر کسی که در کشور ما قصد سرمایه گذاری در یک فعالیت اقتصادی را داشته باشد برای شروع کار باید از هفت خوان تشکیلات دولت بگذرد تا بتواند مجوزها و اسناد و مدارک مورد نیاز برای راه اندازی کسب و کار مورد نظر خود را به دست آورد تازه بعد از عبور از این هفت خوان و راه اندازی کسب و کار در طول مدت فعالیت، هر روز باید به یکی از دستگاه های دولتی که خود را قیم کارآفرینان و فعالان اقتصادی می دانند، حساب پس بدهد یک روز باید پاسخگوی نظام مشکل تراش و سختگیر مالیاتی باشد که برایش بی دلیل و منطق پرونده های سنگین مالیاتی تهیه کرده اند، روز دیگر باید خود را برای مشکل تراشی ها و خط و نشان کشیدن های ماموران تامین اجتماعی مدعی حمایت از حقوق کارگران آماده کند و با مشاهده مطالبات بیمه ای غیرموجه آنها دچار تن لرزه شود، روزدیگر باید برای تامین نقدینگی در گردش و دریافت تسهیلات بانکی با بهره بالا در برابر میز مدیران بانکی و موسسات مالی گردن خم کند و یا برای تامین ارز مورد نیاز برای واردات مواد اولیه، این در و آن در بزند و اغلب هم با پاسخ منفی رو به رو شود. خلاصه سرمایه گذار و کارآفرینی که دل به دریا زده و سرمایه خود را به عشق ایجاد و اشتغال کمک به رونق تولید در کشور سرمایه گذاری کرده هر روز باید چشم به راه مانع تراشی ها و مشکل آفرینی هایی باشد که یکی از بخش های دولت بزرگ و پرهزینه برایش ایجاد می کنند و در کمال تاسف صدای اعتراض کارآفرین و سرمایه گذار هم به جایی نمی رسد. چون پول نفت و سایه سنگین اقتصاد دولتی کارگزاران دولت را نسبت به مصائب و گرفتاری های بی شماری که برای فعالان اقتصادی و کارآفرینان در فضای کسب و کار ایجاد کرده است، به وادی بی تفاوتی کشانده است. اما همه شواهد می گوید ادامه این وضعیت برای اقتصاد کشور ما فاجعه آمیز خواهد بود. حتی اگر پای تحریم های آمریکا هم در میان نباشد این فضای کسب و کار ضد تولید و ضد کارآفرینی که ممکن است امینت ملی ما را هم به مخاطره بیاندازد، نباید ادامه پیدا کند. این وظیفه مسوولان دولت ونظام است که باکنار گذاشتن اختلاف نظرها، برای بهبود فضای کسب و کار کشور که کوچک سازی دولت از اولویت های اصلی آن است، چاره جویی کنند.این چاره جویی باید همین امروز صورت پذیرد که فردا خیلی دیر است.

کاوه ملک زاده*:
یادش بخیر… همین دو کلمه کافیست تا نوستالژی شروع شود. نوستالژی برای هرکس یادآور خاطره‌ای است. یک داستان، یک خاطره، یک طعم و … همه یک نوستالژی را می‌آفرینند. نوستالژی در واقع یادگاری از تداوم زندگی است. زندگی در جریان است و شما نسبت به گذشته چه یک دقیقه چه یک دهه پیش نوستالژی دارید. ممکن است یک نوستالژی برای شما یادآور خاطرات خوشی بوده برای دیگری لحظاتی تلخ را یادآور شود.

روش ها:
جذابیت نوستالژی سبب شده تا در بازاریابی روشی پدید بیاید با نام رترو مارکتینگ یا نوستالژی مارکتینگ. این روش از دو مسیر طی می شود. مسیر اول تبلیغ با استفاده از یک نوستالژی برای ترویج یک محصول مدرن است. شما با المان های نوستالژیک که به سرعت در ذهن مخاطب کدهای یک خاطره را زنده می کند محصول خود را معرفی می کنید (مثال: تبلیغ یک لباس مد روز در یک باجه تلفن عمومی)
در روش دوم یک محصول نوستالژیک دوباره از سوی همان بنگاه به اصطلاح ری‌دیزاین و عرضه می‌شود. شما اینبار المان های نوستالژیک را در خود طراحی یا بسته بندی محصول اجرا می‌کنید. (مثال شما محصول خوراکی بسته بندی خود را در پاکت های کاغذی که در دهه های گذشته مرسوم بود عرضه می‌کنید.)

نکاتی که باید به خاطر داشت:
استراتژی شما در نوستالژی مارکتینگ می‌بایست مبتنی بر نوستالژی باشد که اکثریت دایره مخاطبین شما با آن آشنا بوده و بتوانند ارتباط برقرار کنند. به طور مثال استفاده از یک نرم افزار قدیمی کامپوتری که تنها برنامه نویسان از آن خاطره دارند در این روش برای یک کالای عمومی مناسب نبوده و افراد عادی آن را به خاطر نمی‌آورند. واضح تر آن که اگر محصول شما مرتبط با دختران است استفاده از توپ های دو لایه قدیمی فوتبال خاطره‌‌ی زیادی را برای آنان زنده نخواهید کرد. اما یک تصویر از بستنی دوقلو قطعا نسل های چندین دهه را با هر جنسیت و قومیت درگیر خاطره‌های خوش زیادی خواهد ساخت.

نوستالژی مارکتینگ و نبایدها:
باید آگاه باشید که هر خاطره‌ای برای مصرف کنندگان تان خوشایند نبوده و هر تصویری از گذشته برای نوستالژی مارکتینگ پیش‌برنده نخواهد بود.
این موضوع خصوصا در موضوعاتی که در پروسه های زمانی که اوضاع اجتماعی – اقتصادی مناسبی نبوده بسیار مهم است.این موضوع تا بدانجاست که در بسیاری از کشورهای اروپایی در مبحث نوستالژی مارکتینگ با احتیاط کامل المان هایی از جنگ جهانی دوم را مطرح می‌کنند در حالی که اکنون بیش از ۷۰ سال از آن تاریخ گذشته است.
موضوعات دوگانه نیز تابع این نکته است. خاطراتی نظیر مدرسه،طعم خوراکی‌ها و… نیز می‌تواند برای هر شخص به صورت نسبی یادآور خوبی و بدی باشد.
نکته مهمی که از آن نباید غافل شد آن است که مبادا در نوستالژی مارکتینگ شما تداعی کننده کالایی که اکنون بسیار با کیفیت است و در گذشته از فن‌اوری مناسبی برخوردار نبوده است باشید.
مثال آن‌که اگر محصولی در حیطه آی تی تبلیغ می‌کنید نوستالژی مارکتینگ نباید کیفیت گذشته آن را خاطره‌سازی کند، بلکه شما با ایجاد فضای گذشته می‌توانید کالا را در آن محیط بازسازی کرده و به یاد مصرف کننده بیندازید که اگر این محصول آن زمان بود چه می‌شد
.
* کارشناسی ارشد روابط عمومی

روح الله مهرجو: باید گفت که برجام می تواند فرصتی برای بهبود وضعیت بازار سهام باشد که با عبور از ابهام در این زمینه می توان شرایط را در فضای عینی و واقعی تر نگریست. امید به پایبندی اروپایی ها به توافق نامه هسته ای اصلی ترین محرک رشد قیمت سهام در روزهای اخیر به شمار می رود. فضای بازار باید منطبق با شرایط جدید حرکت کند. حرکت نرخ دلار در مسیر صحیح خود و بهبود قیمت نفت و فلزات در بازارهای جهانی فرصت را به صنایع کالایی بورس می دهند.

فضایی آرام و بدون هیجان
با اعلام دولت ترامپ و خروج از برجام و بازگشت دوباره تحریم ها معاملات بورس در فضایی آرام و به دور از هیجان انجام شد و هیچگونه عکس العمل منفی نشان داده نشد. همچنین در بخش صادرات به خصوص صادرات نفت مشکلی رخ نخواهد داد زیرا ایران در سال های تحریم توانسته از ابزارهای مختلف برای فروش استفاده کند. تمامی شرایطی که برای بورس رخ می دهد شبیه همان دورانی است که تحریم ها و فشارهای آمریکا بر علیه کشور شدید بود. در سال های اخیر که بحث تحریم بانکی یا نفتی مطرح شد، بورس با بحران شدید روبرو می شد و قیمت ها سقوط می کرد، اما امسال چنین بحرانی رخ نداد و اوضاع آرام است. اگر قرار بود وضعیت بورس مانند دوره های گذشته باشد، باید در روز کاری پس از اعلام خروج آمریکا از برجام، ناظر سقوط شدید شاخص ها و قیمت می بودیم، اما چنین نشد. همچنین شرکت های بزرگ حقوقی و نهادهای مدیریتی بورس با عملکرد مناسب توانستند ، روند حرکت بازار را کنترل کنند و سهامداران نیز در این زمینه محتاطانه برخورد کردند. درباره چشم انداز حرکت بورس باید گفت که اگرچه امکان دارد شاخص بورس رشد نکند اما کاهش شدید شاخص نیز بعید است. شاید مدت زمانی شاهد عرضه ها و فروش های سنگین در بورس نباشیم و بازار بورس، دچار بحران «هیجان فروش» نخواهد شد و به سمت استفاده از تحلیل ها پیش خواهد رفت.
هدف ترامپ از خروج برجام فشار بر دیگر متحدان و شروع دوباره این کشور برای فشار بر ایران است. ترامپ با عملی خودخواهانه به دولت های دیگر دستور داد تا تحریم های پیشین به سرعت بازگردند و حتی شرکت های خارجی فعال را تهدید کرد تا فعالیت های خود را تعطیل کنند و در غیراینصورت از دسترسی آنها به بازار آمریکا جلوگیری می شود. باید اعلام که ایران دیگر همانند سال های گذشته در انزوای سیاسی و اقتصادی به سر نمی برد و در بازارهای منطقه ای و بین المللی به جایگاهی رسیده که بتواند از این شرایط بحرانی عبور کند. ترامپ با این عمل در معرض انتقاد بسیاری کشورها قرار گرفت به طوری که متحدان خود نیز این عمل را ناپسند و خلاف مقررات و قطعنامه های بین المللی دانستند. اروپا و کشورهای آسیایی دیگر به اعمال تحریمی علیه ایران دست نخواهند زد بلکه به مقاومت در برابر تحریم های آمریکا می پردازند و حمایت های از شرکت های خود را درصدر امور قرار می دهند.
ترامپ به عنوان یک سیاستمدار در سیستم حکومتی میان برخی از سیاستمداران، نخبگان رسانه ای، دانشگاهی، مدیریتی و…. از جایگاه مقبول و پسندیده ای برخوردار نیست و حتی برخی نیز معتقدند که وی خصلت های پوپولیستی دارد، بنابراین برای حفظ جایگاه اصلی که رسیدن به قدرت بود باید تمام تلاش خود را انجام دهد. افکار عمومی آمریکا و طیف گسترده ای از سیاستمداران پیشین آمریکا نیز درباره این عمل خودسرانه ترامپ انتقادهایی را کردند. متأسفانه این عمل آثار درازمدتی بر منطقه خاورمیانه خواهد گذاشت و مشکلات را دوچندان می کند. به‌ علاوه، این تصمیم باری مضاعف و سنگین بر مشکلات بزرگی که در داخل کشور وجود دارد می افزاید. ایران اکنون با وجود خروج ترامپ از برجام، همچنان به لطف توافق خوبی که از سوی ظریف و همکاران تدوین شد، در شرایط بسیار بهتری به نسبت دوره منتهی به برجام قرار دارد. انزوای اقتصادی و تحریم‌های ظالمانه دوره منتهی به برجام، ایران در یک دوره تقریبا سه‌ساله توانست به دارایی‌ها در خارج دسترسی داشته و با حذف موانع ناشی از تحریم‌های هسته‌ای در راستای عادی‌سازی روابط اقتصادی با جهان حرکت کند.
بسیاری از مشکلاتی که در سال های اخیر برای کشور پیش آمده هیچ ارتباطی به برجام و تهدیدهای ترامپ نداشته و اینها همه ناشی از مسایل و تحریم هایی است که در سال های متمادی بر کشور تحمیل شده است. هرچند مقاومت در برابر این غول اقتصادی، مالی و نظامی قطعا کار آسانی نخواهد بود. در نهایت اینکه پایبندی مستمر ایران به برجام و نقض آن از سوی آمریکا، نه‌تنها از نظر سیاسی و تبلیغاتی برد مهمی برای ایران است، بلکه گویای بلندی جایگاه اخلاقی ایران نیز هست. اما هنوز بسیاری از موضوعات باید روشن شود، سطح و شدت واکنش اروپا و شماری دیگر از کشورها بسیار مهم است.
خروج آمریکا از برجام، نه فقط با نیت لطمه به ایران بلکه برای نشان‌دادن یک‌جانبه‌گرایی لجام‌گسیخته ترامپی در قالب شعار اول آمربکا بود. در هفته‌های گذشته تقریبا تمامی سران کشورها و رؤسای عمده‌ترین نهادهای بین‌المللی در کنار گروهی از اعضای کنگره آمریکا که بعضا از مخالفان برجام نیز بودند، از ادامه توافق هسته‌ای حمایت کردند با‌این‌حال، ترامپ همه درخواست‌ها را نادیده گرفت تا قدرت خود را به رخ دیگران بکشد به‌ویژه اینکه هم اینک با سخیف‌ترین و مبتذل‌ترین پرونده‌های سیاسی- اخلاقی تاریخ آمریکا مواجه است.

علیرضا محمدی زیوه: بورس اوراق بهادار که در آخرین چهارشنبه خردادماه ۹۷ در آستانه ورود به کانال تاریخی صد هزار واحدی قرار داشت، در روزهای پایاینی خرداد ماه با رشد بی سابقه سه هزار و ۳۰۶ واحدی در ارتفاع ۱۰۲هزار و ۴۵۷ واحدی ایستاد. این خبر خوبی است برای بازارسرمایه کشور. جذب منابع مالی و هدایت حجم زیادی از نقدینگی به سمت بازارسرمایه و بورس اوراق بهادار؛ ضمن حفظ تعادل در عرصه اقتصادی کشور، از ورود بی رویه و هیجانی منابع مالی به سایر بازارها؛ از جمله بازار ارز و طلا جلوگیری خواهد کرد.
بهمن ماه ۹۶ با آغاز التهابات بازار ارز بانک مرکزی با ارائه گواهی سپرده ارزی و عرضه اوراق گواهی سپرده ۲۰ درصدی؛ ضمن نقض قوانینی که در ابتدای سال وضع کرده بود ( کاهش نرخ سپرده به ۱۵ درصد) سعی در جزب منابع مالی به بانک و جلوگیری از ورود نقدینگی به بازار هیجان زده ارز را داشت. هر چند این اقدام بانک مرکزی کوتاه مدت بود و منابع را مجدد وارد سیستم پر عیب و نقص بانکی کرد، اما در کنار این اتفاقات بازار ارز یکه تازه میدان اقتصادی ایران شده بود و با توجه به قابل پیش بیین بودن خروج آمریکا از برجام نرخ‌های عجیب و غریبی را به خود می‌گرفت تا این که با تصمیم دولت نرخ ارز یکسان و ۴۲۰۰ تومان شد. با توقف بازار ارز نوبت به بازار طلا رسید تا رشد کند و قیمت سکه تمام را به بیش از دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان برساند. افزایش قیمت‌ها از یک سو برای آحاد جامعه تعجب آور و غیر منطقی بود و از سوی دیگر برخی حرف‌ها و نگاه‌های سیاسی را پر رنگ کرد. به هر نحو، بازار های مهم کشور که بر جریان اقتصادی هم تاثیر گذار هستند در چند ماه اخیر رشدهای عجیبی را به خود دیده بودند. علاوه بر بازار ارز و طلا، بازار مسکن نیز شاهد تحرک بود که این تغییر از افزایش تعداد معاملات و خرید و فروش ملک در بهار ۹۷ قابل لمس است. اما مهمترین بخش اقتصادی؛ یعنی بورس که روزگاری دما سنج اقتصاد کشور محسوب می‌شد در این مدت خارج از هیاهوها درجا می‌زد و هیچ اتفاق خوبی را رقم نمی‌زد. هر چند برخی صندوق‌ها توانستند در یک سال فعالیت در بورس، رشد خوبی را تجربه کنند ( برای مثال یک صندوق طلا رشد نزدیک به صد در صد را تجربه کرد)، اما رشدی که نشان از تحرک صنایع و بخش‌های مهم اقتصادی کشور باشد، اتفاق نیفتاد تا این که چهارشنبه بیست و سه خرداد نخستین جرقه رشد و تغییر بازارسرمایه با نزدیک شدن شاخص کل به کانال صد هزار واحدی مشاهده شد. این رشد شاخص در آخرین یکشنه خرداد ۹۷ ادامه دار بود و تا بیش از سه هزار واحد پیشروی کرد. این، اتفاقی است خوب برای بازارسرمایه و نشان از آن دارد که حجم نقدینگی عظیم و افسار گریخته که در حال حرکت میان بازارهای مختلف بوده است حالا بازار مناسب را پیدا کرده است. بازاری که در آن قیمت‌ها با دامنه نوسان تغییر می‌کند و حباب‌های قیمتی هم حجم و اندازه مشخصی دارند. حال رشد شاخص کل بورس اوراق بهادار، همه توجه‌ها را به خود جلب کرده است. هر چند اخبار خوب در مورد بورس به گوش می‌رسد و بورس اوراق بهادار، بازاری است شفاف، اما سیاستگذارن و مدیران ارشد نباید فراموش کنند که هجوم هیجانات و هجوم بدون مطالعه و بدون رعایت اصول اولیه افرادی که شناخت چندانی از بازار ندارند، ممکن است شادی رشد بورس را در کوتاه مدت به کام همگان تلخ کند و بد نامی را برای بازارسرمایه به ارمغان آورد. پس لازم است در این شرایط ضمن جلوگیری از هیجان، آحاد جامعه را که مشتاق کسب سود از بازارسرمایه هستند با اصول اولیه و مهمترین اصل بازارسرمایه؛ که همان ورود به بازار با پول اضافی خود است آشنا نماییم تا شاهد روزهای خوب برای بورسی‌ها باشیم.

سیدکاظم حسینی در یادداشتی به قرارگرفتن نامش در لیست وکلای مورد اعتماد قوه قضاییه برای اعلام وکالت در پرونده‌های امنیتی واکنش نشان داد.

 در بخشی از یادداشت این وکیل دادگستری آمده است:

پیرو انتشار اسامی ۲۰ نفره موسوم به وکلای تبصره ماده ۴۸ مورد تایید ریاست محترم قوه قضاییه و درج خارج از اراده نام بنده در فهرست مذکور و تماس مکرر دوستان و همکاران در این خصوص به اطلاع می‌رساند اینجانب همانند سایر همکاران و اساتید فرهیخته معتقدم مصوبه مذکور بر خلاف اصول قانون اساسی و ناقض حقوق شهروندی می‌باشد و حق دسترسی به محاکم که حق انتخاب آزادانه وکیل مصداق اعلی این اصل پذیرفته شده بین المللی و مورد تاکید میثاقین بین المللی حقوق بشر که جمهوری اسلامی ایران نیز عضو آن می‌باشد را نقض نموده که اعتبار بین المللی آرای صادره نظام قضایی کشور را مخدوش می‌نماید.

شایسته است در اصلاح مصوبه مذکور اقدام شود تا در آینده از تحمیل هزینه‌های احتمالی ناشی از اجرای این مصوبه بر جامعه جلوگیری گردد. بنده نیز همچنان بر سوگند خود در احقاق حق و اجرای عدالت ماندگار بوده و شرافت من وثیقه این قسم می‌باشد.

نشریه
بانک و بیمه